مؤلف مجهول
مقدمه 37
رستم نامه ( فارسى )
بيت آن چنين برمىآيد كه در اين داستان هم سليمان در صدد تاختن به ايران است « 1 » و شهريار ايران ( كيخسرو ؟ ) زال را با پيشكشهايى نزد پيامبر مىفرستد تا او را از اين كار منصرف كند كه به استناد بيتى ( همان ، ص 829 / بيت 19 ) در اين كار موفّق هم مىشود . در اين روايت ناقص ، به جاى رستم - در رستمنامه و روايات مردمى - پدر او به مقابله با حملهء سليمان فرستاده مىشود و با هردو نيروى خرد و بازو - و البتّه بر خلاف پسرش ، بدون پرخاشگرى و درگيرى - پيامبر را از اين كار بازمىدارد . « 2 » سرايندهء رستمنامه غارى را كه كيخسرو در آن غايب شده ، در شهر بلخ معرّفى كرده است ( بيت 363 ) . در شاهنامه اشارهاى به مكان جغرافيايى كوه محلّ غيبت كيخسرو نيست و تا جايى كه نگارنده در منابع تاريخى ، طومارهاى نقّالى و روايات مردمى / شفاهى بررسى كرده ، جايگاه اين غار يا كوه در بلخ دانسته نشده است و از اينروى ، محتمل است كه اشاره رستمنامه برگرفته از داستانهاى افواهى و عاميانهء رايج در عصر سرايش آن باشد كه سند يا گزارش مكتوب آن فعلا در دست ما نيست . تنوّع انتساب غار / كوه غيبت كيخسرو به شهرها و نواحى مختلف ايران به اين دليل است كه « در بيشتر مناطقى كه دربارهء كيخسرو داستانهايى دارند . . . مردم هر منطقه معتقدند نقطهاى كه اين پادشاه خداترس و مردمدوست از ديدهها نهان شده نزديك ولايت آنهاست » « 3 » و اين ، البتّه ، اصلى كلّى در تحليل جامعهشناختى روايات شفاهى / مردمى شاهنامه است كه دربارهء مكان وقوع ديگر داستانهاى حماسى - ملّى ايران هم صادق است . منظومهء رستمنامه اين منظومه در يگانه نسخهء خطّى آنكه در دسترس نگارنده است ، دو بخش يا
--> ( 1 ) . رك : ديوان عثمان مختارى ، ص 829 ، ابيات 7 - 19 . ( 2 ) . براى كلّ داستان ، رك : همان ، صص 827 - 831 . ( 3 ) . فردوسىنامه ، ج 3 ، ص 168 .